برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 1 تا 30 از 124 مصراع از شعر پاسخ دادن شیرین خسرو را در خسرو و شیرین نظامی گنجوی


< شعر بعدی شعر قبلی >

پاسخ دادن شیرین خسرو را




جوابش داد سرو لاله رخسار   که دایم باد دولت بر جهاندار
فلک بند کمر شمشیر بادت   تن پیل و شکوه شیر بادت
سری کز طوق تو جوید جدائی   مباد از بند بیدادش رهائی
به چشم نیک بینادت نکو خواه   مبادا چشم بد را سوی تو راه
مزن طعنه که بر بالا زدی تخت   کنیزان ترا بالا بود رخت
علم گشتم به تو در مهربانی   علم بالای سر بهتر تو دانی
من آن گردم که از راه تو آید   اگر گرد تو بالا رفت شاید
تو هستی از سر صاحب کلاهی   نشسته بر سریر پادشاهی
من ار عشقت بر آورده فغانی   به بامی بر چو هندو پاسبانی
جهانداران که ترکان عام دارند   به خدمت هندوئی بر بام دارند
من آن ترک سیه چشمم بر این بام   که هندوی سپیدت شد مرا نام
و گر بالای مه باشد نشستم   شهنشه را کمینه زیر دستم
دگر گفتی که آنان کار جمندند   چنین بر روی مهمان در نبندند
نه مهمانی توئی باز شکاری   طمع داری به کبک کوهساری
و گر مهمانی اینک دادمت جای   من اینک چون کنیزان پیش بر پای


1 2 3 4 5 بعدی


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  دیکشنری  |  لغتنامه فارسی  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2022 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی