برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 1 تا 30 از 90 مصراع از شعر در ستایش طغرل ارسلان در خسرو و شیرین نظامی گنجوی


< شعر بعدی شعر قبلی >

در ستایش طغرل ارسلان




چون سلطان جوان شاه جوانبخت   که برخوردار باد از تاج و از تخت
سریر افروز اقلیم معانی   ولایت گیر ملک زندگانی
پناه ملک شاهنشاه طغرل   خداوند جهان سلطان عادل
ملک طغرل که دارای وجود است   سپهر دولت و دریای جود است
به سلطانی به تاج و تخت پیوست   به جای ارسلان بر تخت بنشست
من این گنجینه را در می‌گشادم   بنای این عمارت می‌نهادم
مبارک بود طالع نقش بستم   فلک گفتا مبارک باد و هستم
بدین طالع که هست این نقش را فال   مرا چون نقش خود نیکو کند حال
چو نقش از طالع سلطان نماید   چو سلطان گر جهان گیرست شاید
ازین پیکر که معشوق دل آمد   به کم مدت فراغت حاصل آمد
درنگ از بهر آن افتاد در راه   که تا از شغلها فارغ شود شاه
حبش را زلف بر طمغاج بندد   طراز شوشتر در چاج بندد
به باز چتر عنقا را بگیرد   به تاج زر ثریا را بگیرد
شکوهش چتر بر گردون رساند   سمندش کوه از جیحون جهاند
به فتح هفت کشور سر برآرد   سر نه چرخ را در چنبر آرد


1 2 3 بعدی


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  دیکشنری  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2021 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی