برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 1 تا 30 از 106 مصراع از شعر ستایش اتابک اعظم شمس‌الدین ابوجعفر محمدبن ایلدگز در خسرو و شیرین نظامی گنجوی


< شعر بعدی شعر قبلی >

ستایش اتابک اعظم شمس‌الدین ابوجعفر محمدبن ایلدگز




به فرح فالی و فیروزمندی   سخن را دادم از دولت بلندی
طراز آفرین بستم قلم را   زدم بر نام شاهنشه رقم را
سرو سر خیل شاهان شاه آفاق   چو ابرو با سری هم جفت و هم طاق
ملک اعظم اتابک داور دور   که افکند از جهان آوازه جور
ابو جعفر محمد کز سر جود   خراسان گیر خواهد شد چو محمود
جهانگیر آفتاب عالم افروز   بهر بقعه قران ساز و قرین سوز
دلیل آنک آفتاب خاص و عام است   که شمس‌الدین والدنیاش نام است
چنان چون شمس کانجم را دهد نور   دهد ما را سعادت چشم بد دور
در آن بخشش که رحمت عام کردند   دو صاحب را محمد نام کردند
یکی ختم نبوت گشته ذاتش   یکی ختم ممالک بر حیاتش
یکی برج عرب را تا ابد ماه   یکی ملک عجم را از ازل شاه
یکی دین را ز ظلم آزاد کرده   یکی دنیا به عدل آباد کرده
زهی نامی که کرد از چشمه نوش   دو عالم را دو میمش حلقه در گوش
زرشک نام او عالم دو نیم است   که عالم را یکی او را دو میم است
به ترکان قلم بی‌نسخ تاراج   یکی میمش کمر بخشد یکی تاج


1 2 3 4 بعدی


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  دیکشنری  |  لغتنامه فارسی  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2021 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی