برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 1 تا 30 از 270 مصراع از شعر یاد کردن بعضی از گذشتگان خویش در لیلی و مجنون نظامی گنجوی


< شعر بعدی شعر قبلی >

یاد کردن بعضی از گذشتگان خویش




ساقی به کجا که می‌پرستم   تا ساغر می دهد به دستم
آن می که چو اشک من زلالست   در مذهب عاشقان حلالست
در می به امید آن زنم چنگ   تا باز گشاید این دل تنگ
شیریست نشسته بر گذرگاه   خواهم که ز شیر گم کنم راه
زین پیش نشاطی آزمودم   امروز نه آنکسم که بودم
این نیز چو بگذرد ز دستم   عاجزتر از این شوم که هستم
ساقی به من آور آن می لعل   کافکند سخن در آتشم نعل
آن می که گره‌گشای کارست   با روح چو روح سازگارست
گر شد پدرم به سنت جد   یوسف پسر زکی موید
با دور به داوری چه کوشم   دورست نه جور چون خروشم
چون در پدران رفته دیدم   عرق پدری ز دل بریدم
تا هرچه رسر ز نیش آن نوش   دارم به فریضه تن فراموش
ساقی منشین به من ده آن می   کز خون فسرده برکشد خوی
آن می که چو گنگ از آن بنوشد   نطقش به مزاج در بجوشد
گر مادر من رئیسه کرد   مادر صفتانه پیش من مرد


1 2 3 4 5 6 7 8 9 بعدی


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  قرآن مجید  |  دیکشنری  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2021 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی