برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 1 تا 30 از 42 مصراع از شعر داستان فریدون با آهو در مخزن الاسرار نظامی گنجوی


< شعر بعدی شعر قبلی >

داستان فریدون با آهو




صبحدمی با دو سه اهل درون   رفت فریدون به تماشا برون
چون به شکار آمد در مرغزار   آهوکی دید فریدون شکار
گردن و گوشی ز خصومت بری   چشم و سرینی به شفاعت گری
گفتی از آنجا که نظر جسته بود   از نظر شاه برون رسته بود
شاه بدان صید چنان صید شد   کش همگی بسته آن قید شد
رخش برو چون جگرش گرم کرد   پشت کمان چون شکمش نرم کرد
تیر بدان پایه ازو درگذشت   رخش بدان پویه به گردش نگشت
گفت به تیر آن پر کینت کجاست   گفت به رخش آن تک دینت کجاست
هر دو درین باره نه پسباره‌اید   خرده آن خرد گیا خواره‌اید
تیر زبان شد همه کای مرزبان   هست نظرگاه تو این بی‌زبان
در کنف درع تو جولان زند   بر سر درع تو که پیکان زند
خوش نبود با نظر مهتران   بر رق آهو کف خنیاگران
داغ بلندان طلب ای هوشمند   تا شوی از داغ بلندان بلند
صورت خدمت صفت مردمیست   خدمت کردن شرف آدمیست
نیست بر مردم صاحب نظر   خدمتی از عهد پسندیده‌تر


1 2 بعدی


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  دیکشنری  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2022 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی