برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 1 تا 30 از 114 مصراع از شعر مقالت هشتم در بیاین آفرینش در مخزن الاسرار نظامی گنجوی


< شعر بعدی شعر قبلی >

مقالت هشتم در بیاین آفرینش




پیشتر از پیشتران وجود   کاب نخوردند ز دریای جود
در کف این ملک یساری نبود   در ره این خاک غباری نبود
وعده تاریخ به سر نامده   لعبتی از پرده به در نامده
روز و شب آویزش پستی نداشت   جان و تن آمیزش هستی نداشت
کشمکش جور در اعضا هنوز   کن مکن عدل نه پیدا هنوز
فیض کرم کرد مواسای خویش   قطره‌ای افکند ز دریای خویش
حالی از آن قطره که آمد برون   گشت روان این فلک آبگون
زاب روان گرد برانگیختند   جوهر تو ز آن عرض آمیختند
چونکه تو برخیزی ازین کارگاه   باشد برخاسته گردی ز راه
ای خنک آنشب که جهان بیتو بود   نقش تو بیصورت و جان بیتو بود
چشم فلک فارغ ازین جستجوی   گوش زمین رسته ازین گفتگوی
تا تو درین ره ننهادی قدم   شکر بسی داشت وجود از عدم
فارغ از آبستنیت روز و شب   نامیه عنین و طبیعت عزب
باغ جهان زحمت خاری نداشت   خاک سراسیمه غباری نداشت
طالع جوزا که کمر بسته بود   از ورم رگ زدنت رسته بود


1 2 3 4 بعدی


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  دیکشنری  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2022 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی