برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 1 تا 16 از 16 مصراع از شعر داستان میوه فروش و روباه در مخزن الاسرار نظامی گنجوی


< شعر بعدی شعر قبلی >

داستان میوه فروش و روباه




میوه فروشی که یمن جاش بود   روبهکی خازن کالاش بود
چشم ادب بر سر ره داشتی   کلبه بقال نگه داشتی
کیسه‌بری چند شگرفی نمود   هیچ شگرفیش نمی‌کرد سود
دیده به هم زد چو شتابش گرفت   خفت و به خفتن رگ خوابش گرفت
خفتن آن گرگ چو روبه بدید   خواب در او آمد و سر درکشید
کیسه بر آن خواب غنیمت شمرد   آمد و از کیسه غنیمت ببرد
هر که در این راه کند خوابگاه   یا سرش از دست رود یا کلاه
خیز نظامی نه گه خفتن است   وقت به ترک همگی گفتن است




کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  دیکشنری  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2022 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی