برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 1 تا 30 از 136 مصراع از شعر در معراج در مخزن الاسرار نظامی گنجوی


< شعر بعدی شعر قبلی >

در معراج




نیم شبی کان ملک نیمروز   کرد روان مشعل گیتی فروز
نه فلک از دیده عماریش کرد   زهره و مه مشعله داریش کرد
کرد رها در حرم کاینات   هفت خط و چار حد و شش جهات
روز شده با قدمش در وداع   زامدنش آمده شب در سماع
دیده اغیار گران خواب گشت   کو سبک از خواب عنان تاب گشت
با قفس قالب ازین دامگاه   مرغ دلش رفته به آرامگاه
مرغ پر انداخته یعنی ملک   خرقه در انداخته یعنی فلک
مرغ الهیش قفس پر شده   قالبش از قلب سبکتر شده
گام به گام او چو تحرک نمود   میل به میلش به تبرک ربود
چون دو جهان دیده بر او داشتند   سر ز پی سجده فرو داشتند
پایش ازان پایه که سر پیش داشت   مرحله بر مرحله صد بیش داشت
رخش بلند آخورش افکند پست   غاشیه را بر کتف هر که هست
بحر زمین کان شد و او گوهرش   برد سپهر از پی تاج سرش
گوهر شب را به شب عنبرین   گاو فلک برد ز گاو زمین
او ستده پیشکش آن سفر   از سرطان تاج و زجوزا کمر


1 2 3 4 5 بعدی


کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  دیکشنری  |  لغتنامه انگلیسی  |  نهج البلاغه  |  قرآن مجید  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2019 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی