برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 1 تا 30 از 194 مصراع از شعر به نام ایزد بخشاینده در شرفنامه نظامی گنجوی


< شعر بعدی

به نام ایزد بخشاینده




خدایا جهان پادشاهی تو راست   ز ما خدمت آید خدائی تو راست
پناه بلندی و پستی توئی   همه نیستند آنچه هستی توئی
همه آفریدست بالا و پست   توئی آفریننده‌ی هر چه هست
توئی برترین دانش‌آموز پاک   ز دانش قلم رانده بر لوح خاک
چو شد حجتت بر خدائی درست   خرد داد بر تو گدائی نخست
خرد را تو روشن بصر کرده‌ای   چراغ هدایت تو بر کرده‌ای
توئی کاسمان را برافراختی   زمین را گذرگاه او ساختی
توئی کافریدی ز یک قطره آب   گهرهای روشن‌تر از آفتاب
تو آوردی از لطف جوهر پدید   به جوهر فروشان تو دادی کلید
جواهر تو بخشی دل سنگ را   تو در روی جوهر کشی رنگ را
نبارد هوا تا نگوئی ببار   زمین ناورد تا نگوئی ببار
جهانی بدین خوبی آراستی   برون زان که یاریگری خواستی
ز گرمی و سردی و از خشک و تر   سرشتی به اندازه یکدیگر
چنان برکشیدی و بستی نگار   که به زان نیارد خرد در شمار
مهندس بسی جوید از رازشان   نداند که چون کردی آغازشان


1 2 3 4 5 6 7 بعدی


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  دیکشنری  |  لغتنامه فارسی  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2021 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی