برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 61 تا 90 از 154 مصراع از شعر در معراج پیغمبر اکرم در شرفنامه نظامی گنجوی


< شعر بعدی شعر قبلی >

در معراج پیغمبر اکرم




سواد سفینه به کیوان سپرد   به جز گوهری پاک با خود نبرد
بپرداخت نزلی به هر منزلی   چنان کو فرو ماند و تنها دلی
شده جان پیغمبران خاک او   زده دست هر یک به فتراک او
کمر بر کمر کوه بر کوه راند   گریوه گریوه جنیبت جهاند
به هارونیش خضر و موسی دوان   مسیحا چه گویم ز موکب روان
به اندازه‌ی آنکه یک دم زنند   به یک چشم زخمی که بر هم زنند
ز خر پشته آسمان در گذشت   زمین و زمان را ورق درنوشت
ندیده ز تعجبیل ناورد او   کس از گرد بر گرد او گرد او
ز پرتاب تیرش در آن ترکتاز   فلک تیر پرتابها مانده باز
تنیده تنش در رصدهای دور   به روحانیان بر جسدهای نور
در آن راه بیراه از آوارگی   همش بار مانده همش بارگی
پر جبرئیل از رهش ریخته   سرافیل از آن صدمه بگریخته
ز رفرف گذشته به فرسنگها   در آن پرده بنموده آهنگها
ز دروازه سدره تا ساق عرش   قدم بر قدم عصمت افکنده فرش
ز دیوانگه عرشیان برگذشت   به درج آمد و درج را درنوشت


قبلی 1 2 3 4 5 6 بعدی


کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  دیکشنری  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2022 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی