برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 91 تا 120 از 154 مصراع از شعر تعلیم خضر در گفتن داستان در شرفنامه نظامی گنجوی


< شعر بعدی شعر قبلی >

تعلیم خضر در گفتن داستان




من از هر سه دانه که دانا فشاند   درختی برومند خواهم نشاند
نخستین درپادشائی زنم   دم از کار کشورگشائی زنم
ز حکمت برآرایم آنگه سخن   کنم تازه با رنجهای کهن
به پیغمبری کویم آنگه درش   که خواند خدا نیز پیغمبرش
سه در ساختم هر دری کان گنج   جداگانه بر هر دری برده رنج
بدان هر سه دریا بدان هر سه در   کنم دامن عالم از گنج پر
طرازی نوانگیزم اندر جهان   که خواهد ز هر کشوری نورهان
دریغ آیدم کاین نگارین نورد   بود در سفینه گرفتار گرد
در دولتی کو؟ کزین دستکار   به دیوار او بر نشانم نگار
پرندی چنین زنده‌دارش کنم   ز گرد زمین رستگارش کنم
بدین نامه نامور دیر باز   بمانم بر او نام او را دراز
نشستن‌گهی سازمش زین سریر   که باشد بروجاودان جای گیر
به حرفی مسجل کنم نام او   که ماند درین جنبش آرام او
نه حرفی که عالم زیادش برد   نه باران بشوید نه بادش برد
به شرطی که چون من در این دستگاه   رسانم سرش را به خورشید و ماه


قبلی 1 2 3 4 5 6 بعدی


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  دیکشنری  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2022 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی