برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 1 تا 30 از 72 مصراع از شعر در مدح سلطان معزالدین اویس جلایری در قصائد عبید زاکانی


< شعر بعدی شعر قبلی >

در مدح سلطان معزالدین اویس جلایری




گیتی ز یمن عاطفت شاه کامکار   خورشید عدل گستر و جمشید روزگار
سلطان چار رکن و سلیمان شش جهت   دارای هفت کشور و معمار نه حصار
گفت آنچنانکه باز برو رشک میبرند   جنات عدن هر نفسی صد هزار بار
اجرام شد موافق و افلاک مهربان   اقبال شد مساعد و ایام سازگار
هر ظلم از جهان چو کمان گشت گوشه‌گیر   هم جور گشت گوشه‌نشین همچو گوشوار
از جور چرخ نیست کنون بر تنی ستم   وز ظلم خاک نیست کنون بر دلی غبار
رفت آنکه قصد خون گوزنان کند پلنگ   با شیر در نشیمن گوران کند قرار
پنهان شدند در عدم آباد جور و ظلم   تا عدل پادشاه جهان گشت آشکار
سلطان اویس شاه جهاندار تاج‌بخش   آن نامدار جد و پدر شاه و شهریار
شاهیکه عکس قبه‌ی چتر مبارکش   از ماه ننگ دارد و از آفتاب عار
رستم دلیکه بازو و تیغش خبر دهند   هنگام کین ز حیدر کرار و ذوالفقار
آفاق را که غرقه‌ی طوفان فتنه بود   از موج خیز حادثه افکند برکنار
تیغش چه معجزیست که از تاب زخم او   کوه از فزع بنالد و دریا ز اضطرار
کلکش چه مسرعیست که هردم هزار بار   از زنگ سوی چین رود از چین به زنگبار
تقدیر صائبش چو قدر گشته کامران   فرمان نافذش چو قضا گشته کامکار


1 2 3 بعدی


کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  دیکشنری  |  نهج البلاغه  |  قرآن مجید  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2018 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی