برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 1 تا 30 از 38 مصراع از شعر وله ایضا نورالله قبره در غزلیات اوحدی مراغه‌ای


< شعر بعدی شعر قبلی >

وله ایضا نورالله قبره




مستان خواب را خبری از وصال نیست   دل‌مرده را سماع نباشد چو حال نیست
دینت خدای داد و زبان داد و عقل داد   یاد خدای کن به زبانی که لال نیست
آن جای، آسمان و تو آسوده بر زمین   نتوان بلند پایه پریدن چو بال نیست
آن کو به یاد دوست تواند نشاط کرد   محتاج دیدن لب و رخسار و خال نیست
وان را که نیست چهره‌ی آن ماه در حضور   در مسجدالحرام نمازش حلال نیست
هرچند سالهاست که این راه می‌روی   راهی که سوی او نرود جز ضلال نیست
گر در پی تفرج بستان جنتی   امروز تخم کار، که فردا مجال نیست
آشفته‌ی جمال جمیل بتان شدی   صبرت جمیل باد، که آنها جمال نیست
بیدار باش یک دم و آگاه یک نفس   حاجت به ماه و هفته و ایام و سال نیست
بر نقش روزگار منه دل، که عاقبت   این نقش را که بازکنی جز خیال نیست
گر بایدت به حضرت ایزد وسیلتی   بهتر ز مصطفی و نکوتر ز آل نیست
در مال دل مبند و ز دانش سخن مگوی   کانجا سخن به دانش و حرمت به مال نیست
هستند برشمال و یمین تو ناظران   لیکن ترا نظر به یمین و شمال نیست
بس غره‌ای به دانش و دستان خود، ولی   گر رستمی، ترا گذر از چرخ زال نیست
ملکی که منتقل شود از دیگری به تو   به روی مباش غره، که بی‌انتقال نیست


1 2 بعدی


کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  دیکشنری  |  نهج البلاغه  |  قرآن مجید  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2019 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی