برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 31 تا 46 از 46 مصراع از شعر وله علیه الرحمه در غزلیات اوحدی مراغه‌ای


< شعر بعدی شعر قبلی >

وله علیه الرحمه




گشاده کن به کرم دست خود، که در گیتی   کلید گنج الهی گشایشست و گشاد
بداد و داده‌ی او شاد باش و شور مکن   که هرچه او دهد آن جمله عدل باشد و داد
کنون به کار خود استادگی نمای، ار نه   چو مرگ دست برآرد، نمی‌توان استاد
سر از قلاده‌ی آموختن مپیچ و بدان   که دیگران هم از آموختن شدند استاد
یقین بدان که: تو هم زین جهان بخواهی رفت   اگر به هفت رسد سال عمر و گر هفتاد
ضرورتست که: بنیادهای نیک نهند   برای نام ابد مردمان نیک نهاد
مرا چنین که تو بینی: به چند گونه هنر   اگر ز سیم و زرم بهره نیست، عمر تو باد
ازین حدیث روانم بسی، که بعد از من   کسی نگوید: کای اوحدی، روانت باد!


قبلی 1 2


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  نهج البلاغه  |  قرآن مجید  |  دیکشنری  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2020 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی