برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 1 تا 30 از 38 مصراع از شعر وله فی‌تقلب الاحوال در غزلیات اوحدی مراغه‌ای


< شعر بعدی شعر قبلی >

وله فی‌تقلب الاحوال




بس که بعد از تو خزانی و بهاری باشد   شام و صبح آید و لیلی و نهاری باشد
دل نگهدار، که بر شاهد دنیی ننهی   کین نه یاریست که او را غم یاری باشد
تو بدین دولت شش روزه‌ی خود غره مباش   کین چنین صید به عمری دوسه بازی باشد
تا به کی قصه‌ی مال و زر و بستان و سرای؟   سر خود گیر، که این مشغله فاری باشد
به چنین مملکتی شاد چه باشی؟ که درو   غایت مرتبت تختی و داری باشد
چه روی بر سرخاکی به تکبر؟ که و را   چون تو در هر قدمی چند هزاری باشد
کار خود را تو هم اکنون به قراری باز آر   ور نه فردا نهلندت که قراری باشد
آن چنان زی، که چو توفان اجل موج زند   گرد بر گرد تو از خیر حصاری باشد
تو که امروز چو کژدم همه را نیش زنی   مونس گور تو، شک نیست، که ماری باشد
بر حذر باش ز دود نفس مسکینان   که چنین دود هم از شعله‌ی ناری باشد
خاکساران چنین را به حقارت منگر   تو چه دانی که در آن گرد سواری باشد؟
آن برون آید از آن آتش سوزان فردا   که زرش را هم از امروز عیاری باشد
کشت نا کرده چرا دانه طمع می‌داری؟   آب ناداده زمین را چه بهاری باشد؟
اگر آن گنج گران می‌طلبی رنج ببر   گل مپندار که بی‌زحمت خاری باشد
پرشکار شکرینست جهان، مردی کو   که کمر بندد و در بند شکاری باشد؟


1 2 بعدی


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  نهج البلاغه  |  قرآن مجید  |  دیکشنری  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2020 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی