برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 1 تا 30 از 44 مصراع از شعر وله روح الله روحه در غزلیات اوحدی مراغه‌ای


< شعر بعدی شعر قبلی >

وله روح الله روحه




آن نفس را، که ناطقه گویند، بازیاب   تا روشنت شود سخن گنج در خراب
او را ز خود چو بازشناسی درو گریز   خود را ازو چو فرق کنی، رخ ز خود بتاب
سرچشمه‌ی تویی تو، آن نور راستیست   وان کش توظن بری که تویی لمعه‌ی سراب
از بهر آبروی مجازی، چو خاک پست   خود را مکن چو باد بهر آتشی کباب
پیوسته باژگونه نظر می‌کنی به خود   خود شخص باژگونه نماید ترا ز آب
خوابیست این حیوة طبیعی، ز روی عقل   مرگ اندر آورد سرت، ای بیخبر، ز خواب
گفتی که: عقل ما و تن ما و جان ما   این ماو ما که گفت؟ به من باز ده جواب
آن گرتو بودی آن دگران چیستند پس؟   ور غیرتست، در طلبش باش و بازیاب
فصلی از آن کتاب به دست آور، ای حکیم   تا نسخه‌ای ز خیر ببینی هزار باب
نیکی ستاره‌ایست کزو می‌کند طلوع   انسان حقیقتی که بدو دارد انتساب
هر شربتی که او ندهد نیست خوشگوار   هر دعوتی که او نکند نیست مستجاب
فعلش کمال ویژه و قولش صواب صرف   عهدش وفای خالص و حسنش حباب ناب
عقلش وزیر و روح مشیرست و دل سریر   تن بارگاه میر و ازو میر در حجاب
راه موحدان همه زو پیش رفت، اگر   توحیدت آرزوست بدان آستان شتاب
وهم و خیال حس تو من ذلکی دواند   اندر حساب هستی و او صدر آن حساب


1 2 بعدی


کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  دیکشنری  |  نهج البلاغه  |  قرآن مجید  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2019 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی