برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 31 تا 56 از 56 مصراع از شعر وله طاب‌الله ثراه در غزلیات اوحدی مراغه‌ای


< شعر بعدی شعر قبلی >

وله طاب‌الله ثراه




خرمای حرام ظالمان را   در شب‌چره چون مویز چیده
برکنده ز هر تنی قبا، لیک   هم بر تن خویشتن تنیده
خامی تو به شاخ بر، ولی ما   افتاده چو میوه‌ی رسیده
تو منصب مهتری گرفته   ما رندی و عاشقی گزیده
تو صفه‌ی زرق درگشاده   ما صافی عشق درکشیده
من نوش سخن بر تو برده   وز نیش تو عقربم گزیده
چون درفتد این عنان به دستت؟   در هیچ رکاب نادویده
ای کبر تو خارهای هستی   در سینه‌ی نیستان خلیده
چندان که تو آب خورده باشی   ما شربت خون دل چشیده
فردا بینی ترنج برجای   وانگاه تو دست خود بریده
تو در پی صید دیگرانی   وآن صید، که داشتی، رمیده
چون پیش قفس رسی بدانی :   کان مرغ بجاست، یا پریده؟
این حق بشنو ز من، که این هست   حق گفته و اوحدی شنیده


قبلی 1 2


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  نهج البلاغه  |  قرآن مجید  |  دیکشنری  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2020 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی