برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 1 تا 24 از 24 مصراع از شعر وله نورالله مرقده در غزلیات اوحدی مراغه‌ای


< شعر بعدی شعر قبلی >

وله نورالله مرقده




چو بد کنی و ندانی که : نیک نیست که کردی   معاف باش و گر عاقلی معاف نگردی
ترا به باغ حقیقت چه کار و گلشن معنی؟   که فتنه‌ی چمن لاله و حدیقه‌ی دردی
طریق عشق گرفتی و منهزم ز ملامت   تو کز کلوخ حذر می‌کنی، چه مرد نبردی؟
خبر ز کرده‌ی مردان شنیده‌ای به تواتر   مباش غافل و کاری بکن تو نیز، که مردی
گرت کند هوس روی سرخ، توبه کن از بد   که جز به توبه نشوید کسی ز روی تو زردی
گرفتمت که بکوبم بسی به پتک نصیحت   چه آلت از تو توان ساختن؟ که آهن سردی
تو از دو قطره‌ی آب آمدی پدید، وزین پس   چو باد مرگ جهد بر سرت دو دانه‌ی گردی
درون دردکشان را ز سوز چاره نباشد   تو هیچ سوز نداری، مگر نه صاحب دردی؟
ز پیش خورد غم خوردنت خدای و تو دایم   در آن هوس که : نویسی حدیث خوردم و خوردی
چو کعبتین چه سود ار هزار نقش برآری؟   که همچو مهره‌ی بد باز در مششدر نردی
چه می‌کنی هوس، ای اوحدی، نصیحت مردم؟   چرا بساط هوی و هوس فرو ننوردی؟
به قول بیهوده‌کاری برون نمی‌رود این‌جا   ترا چه کار بکس؟ چون تو نیز کار نکردی




کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  نهج البلاغه  |  قرآن مجید  |  دیکشنری  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2020 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی