برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 1 تا 30 از 50 مصراع از شعر وله روحه الله روحه در غزلیات اوحدی مراغه‌ای


< شعر بعدی شعر قبلی >

وله روحه الله روحه




ای رنج ناکشیده، که میراث می‌خوری   بنگر که: کیستی تو و مال که می‌بری؟
او جمع کرد و چون به نمی‌خورد ازو بماند   دریاب کز تو باز نماند چو بگذری
مردم به دستگاه توانگر نمی‌شود   درویش را چو دست بگیری توانگری
از قوت و خرقه هرچه زیادت بود ترا   با ایزدش معامله کن، گر مبصری
زر غول مرد باشد و زن غل گردنش   در غل غول باشی، تا با زن و زری
شوهر کشیست، ای پسر، این دهر بچه‌خوار   برگیر ازو تو مهر و مگیرش به مادری
فرزند بنده‌ایست، خدا را، غمش مخور   کان نیستی که به ز خدا بنده پروری
گر مقبلیست گنج سعادت از آن اوست   ور مدبرست، رنج زیادت چه می‌بری؟
ای خواجه، ملک را که به دست تو داده‌اند   قانون بد منه، که به کلی تو می‌خوری
بی‌عدل ملک دیر نماند، نگاه دار   مال رعیت از ستم و جور لشکری
گرد هوی مگرد، که گردد وبال تو   گر خود به بال جعفر طیار می‌پری
دریای فتنه این هوس و آرزوی تست   در موج او مرو، چو ندانی شناوری
این شست و شوی جبه و دستار تا به کی؟   دست از جهان بشوی، که آنست گازری
هرگز نباشدت به بد دیگران نظر   در فعل خویشتن تو اگر نیک بنگری
پر سرمکش، که عاقبت از بهر کشتنت   ناگه رسن دراز کند چرخ چنبری


1 2 بعدی


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  نهج البلاغه  |  قرآن مجید  |  دیکشنری  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2020 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی