برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 1 تا 30 از 42 مصراع از شعر وله روح‌الله روحه در غزلیات اوحدی مراغه‌ای


< شعر بعدی شعر قبلی >

وله روح‌الله روحه




بر آستان در او کسی که راهش هست   قبول و منزلت آفتاب و ماهش هست
به راستی سر ازین دامگاه دامن‌گیر   کسی برد که ز توفیق او پناهش هست
گرت ز گوشه‌ی دل خواهش محبت اوست   یقین بدان که از آنگونه نیز خواهش هست
چه باک از آن که پراکنده حالتیم و روان؟   اگر چنانکه به احوال ما نگاهش هست
تو با خدای خود ار می‌کنی معاملتی   دلیر کن، که کریمست و دستگاهش هست
گمان مرد ز گیتی اگر دوام و بقاست   یقین بدان تو که: اندیشه‌ی پناهش هست
به گاه عجز ضروریست عرض قصه، تو نیز   به عجز قصه‌ی خود عرض کن، که گاهش هست
اگرچه لذت شیرین دهد، به ملک مناز   که رخت خسروپرویز تاج و گاهش هست
چو خواجه را اجل از ملک پنبه خواهد کرد   چه اعتبار به پشمی که در کلاهش هست؟
به نان و آب تفاخر مکن، که حیوان نیز   به هر طرف که نگه میکند گیاهش هست
اگر ز تیغ تو نفسی سپر نیندازد   حذر کن از نفس او، که تیر آهش هست
رونده، گو: قدم اینجا به احتیاط بنه   که زیر هر قدمی چندگونه چاهش هست
اگر گناه کند نیک مرد خیراندیش   مترس، گو، زعقوبت، که عذرخواهش هست
مقدسا و خدایا، به حق راهروی   که از هدایت خاص تو انتباهش هست
که روز بازپسین در گذار و رحمت کن   بر آنکه جاه ندارد، برآنکه جاهش هست


1 2 بعدی


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  دیکشنری  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  قرآن مجید  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2020 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی