برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 1 تا 30 از 120 مصراع از شعر مناجات در جام جم اوحدی مراغه‌ای


< شعر بعدی شعر قبلی >

مناجات




ای خرد را تو کار سازنده   جان و تن را تو دل نوازنده
در صفات تو محو شد صفتم   گم شد اندر ره تو معرفتم
روشنایی ببخش از آن نورم   از در خویشتن مکن دورم
رشحه‌ی نور در دماغم ریز   زیت این شیشه در چراغم ریز
تا ببینم چو در نظر باشی   راه یابم چو راه بر باشی
بنمایی،چرا ندانم دید؟   ننمایی، کجا توانم دید؟
گر چه شد مدتی که در راهم   همچنان در هبوط این چاهم
از پس پرده میکنم بازی   تا مگر پرده را براندازی
بر درت بی‌ادب زدم انگشت   حلقه‌ای ساختم ز چنبر پشت
تا ز در حلقه را در آویزم   میزنم آه و اشک میریزم
بتو میپویم، ای پناهم تو   مگر آری دگر به راهم تو
سرم از راه شد، به راه آرش   دست من گیر و در پناه آرش
زین خیالات بر کنارم کش   پرده‌ی عفو پیش کارم کش
با منی درد سر چه میخواهم؟   چو تو دارم دگر چه میخواهم؟
کرمت چون ز من بریده نشد   چه ببینم دگر؟ که دیده نشد


1 2 3 4 بعدی


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  دیکشنری  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2022 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی