برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 1 تا 30 از 92 مصراع از شعر گویند عارفان هنر و علم کیمیاست در قصائد پروین اعتصامی


< شعر بعدی شعر قبلی >

گویند عارفان هنر و علم کیمیاست




گویند عارفان هنر و علم کیمیاست   وان مس که گشت همسر این کیمیا طلاست
فرخنده طائری که بدین بال و پر پرد   همدوش مرغ دولت و همعرصه‌ی هماست
وقت گذشته را نتوانی خرید باز   مفروش خیره، کاین گهر پاک بی بهاست
گر زنده‌ای و مرده نه‌ای، کار جان گزین   تن پروری چه سود، چو جان تو ناشتاست
تو مردمی و دولت مردم فضیلت است   تنها وظیفه‌ی تو همی نیست خواب و خاست
زان راه باز گرد که از رهروان تهی است   زان آدمی بترس که با دیو آشناست
سالک نخواسته است ز گمگشته رهبری   عاقل نکرده است ز دیوانه بازخواست
چون معدنست علم و در آن روح کارگر   پیوند علم و جان سخن کاه و کهرباست
خوشتر شوی بفضل زلعلی که در زمی است   برتر پری بعلم ز مرغی که در هواست
گر لاغری تو، جرم شبان تو نیست هیچ   زیرا که وقت خواب تو در موسم چراست
دانی ملخ چه گفت چو سرما و برف دید:   تا گرم جست و خیز شدم نوبت شتاست
جان را بلند دار که این است برتری   پستی نه از زمین و بلندی نه از سماست
اندر سموم طیبت باد بهار نیست   آن نکهت خوش از نفس خرم صباست
آن را که دیبه‌ی هنر و علم در بر است   فرش سرای او چه غم ارزانکه بوریاست
آزاده کس نگفت ترا، تا که خاطرت   گاهی اسیر آز و گهی بسته‌ی هواست


1 2 3 4 بعدی


کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  دیکشنری  |  نهج البلاغه  |  قرآن مجید  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2019 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی