برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 1 تا 30 از 94 مصراع از شعر ابوبکر بن سعد بن زنگی در بوستان سعدی


< شعر بعدی شعر قبلی >

ابوبکر بن سعد بن زنگی




مرا طبع از این نوع خواهان نبود   سر مدحت پادشاهان نبود
ولی نظم کردم به نام فلان   مگر باز گویند صاحبدلان
که سعدی که گوی بلاغت ربود   در ایام بوبکر بن سعد بود
سزد گر به دورش بنازم چنان   که سید به دوران نوشیروان
جهانبان دین پرور دادگر   نیامد چو بوبکر بعد از عمر
سر سرفرازان و تاج مهان   به دوران عدلش بناز، ای جهان
گر از فتنه آید کسی در پناه   ندارد جز این کشور آرامگاه
فطوبی لباب کبیت العتیق   حوالیه من کل فج عمیق
ندیدم چنین گنج و ملک و سریر   که وقف است بر طفل و درویش و پیر
نیامد برش دردناک غمی   که ننهاد بر خاطرش مرهمی
طلبکار خیرست و امیدوار   خدایا امیدی که دارد برآر
کله گوشه بر آسمان برین   هنوز از تواضع سرش بر زمین
گدا گر تواضع کند خوی اوست   ز گردن فرازان تواضع نکوست
اگر زیردستی بیفتد چه خاست؟   زبردست افتاده مرد خداست
نه ذکر جمیلش نهان می‌رود   که صیت کرم در جهان می‌رود


1 2 3 4 بعدی


کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  دیکشنری  |  نهج البلاغه  |  قرآن مجید  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2020 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی