برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 121 تا 150 از 184 مصراع از شعر سر آغاز در بوستان سعدی


< شعر بعدی شعر قبلی >

سر آغاز




چو مفلس فرو برد گردن به دوش   از او بر نیاید دگر جز خروش
چو مشرف دو دست از امانت بداشت   بباید بر او ناظری بر گماشت
ور او نیز در ساخت با خاطرش   ز مشرف عمل بر کن و ناظرش
خدا ترس باید امانت گزار   امین کز تو ترسد امینش مدار
امین باید از داور اندیشناک   نه از رفع دیوان و زجر و هلاک
بیفشان و بشمار و فارغ نشین   که از صد یکی را نبینی امین
دو همجنس دیرینه را هم‌قلم   نباید فرستاد یک جا بهم
چه دانی که همدست گردند و یار   یکی دزد باشد، یکی پرده‌دار
چو دزدان زهم باک دارند و بیم   رود در میان کاروانی سلیم
یکی را که معزول کردی ز جاه   چو چندی برآید ببخشش گناه
بر آوردن کام امیدوار   به از قید بندی شکستن هزار
نویسنده را گر ستون عمل   بیفتد، نبرد طناب امل
به فرمانبران بر شه دادگر   پدروار خشم آورد بر پسر
گهش می‌زند تا شود دردناک   گهی می‌کند آبش از دیده پاک
چو نرمی کنی خصم گردد دلیر   وگر خشم گیری شوند از تو سیر


قبلی 1 2 3 4 5 6 7 بعدی


کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  دیکشنری  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2022 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی