برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 151 تا 180 از 184 مصراع از شعر سر آغاز در بوستان سعدی


< شعر بعدی شعر قبلی >

سر آغاز




درشتی و نرمی بهم در به است   چو رگ‌زن که جراح و مرهم نه است
جوانمرد و خوش خوی و بخشنده باش   چو حق بر تو پاشد تو بر خلق پاش
نیامد کس اندر جهان کو بماند   مگر آن کز او نام نیکو بماند
نمرد آن که ماند پس از وی بجای   پل و خانی و خان و مهمان سرای
هر آن کو نماند از پسش یادگار   درخت وجودش نیاورد بار
وگر رفت و آثار خیرش نماند   نشاید پس مرگش الحمد خواند
چو خواهی که نامت بود جاودان   مکن نام نیک بزرگان نهان
همین نقش بر خوان پس از عهد خویش   که دیدی پس از عهد شاهان پیش
همین کام و ناز و طرب داشتند   به آخر برفتند و بگذاشتند
یکی نام نیکو ببرد از جهان   یکی رسم بد ماند از او جاودان
به سمع رضا مشنو ایذای کس   وگر گفته آید به غورش برس
گنهکار را عذر نسیان بنه   چو زنهار خواهند زنهار ده
گر آید گنهکاری اندر پناه   نه شرط است کشتن به اول گناه
چو باری بگفتند و نشنید پند   دگر گوش مالش به زندان و بند
وگر پند و بندش نیاید بکار   درختی خبیث است بیخش برآر


قبلی 1 2 3 4 5 6 7 بعدی


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  دیکشنری  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2022 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی