برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 1 تا 18 از 18 مصراع از شعر گر ماه من برافکند از رخ نقاب را در غزلیات سعدی


< شعر بعدی شعر قبلی >

گر ماه من برافکند از رخ نقاب را




گر ماه من برافکند از رخ نقاب را   برقع فروهلد به جمال آفتاب را
گویی دو چشم جادوی عابدفریب او   بر چشم من به سحر ببستند خواب را
اول نظر ز دست برفتم عنان عقل   وان را که عقل رفت چه داند صواب را
گفتم مگر به وصل رهایی بود ز عشق   بی​حاصلست خوردن مستسقی آب را
دعوی درست نیست گر از دست نازنین   چون شربت شکر نخوری زهر ناب را
عشق آدمیتست گر این ذوق در تو نیست   همشرکتی به خوردن و خفتن دواب را
آتش بیار و خرمن آزادگان بسوز   تا پادشه خراج نخواهد خراب را
قوم از شراب مست وز منظور بی​نصیب   من مست از او چنان که نخواهم شراب را
سعدی نگفتمت که مرو در کمند عشق   تیر نظر بیفکند افراسیاب را




کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  دیکشنری  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2021 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی