برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 31 تا 58 از 58 مصراع از شعر در ستایش پروردگار در فرهاد و شیرین وحشی بافقی


< شعر بعدی شعر قبلی >

در ستایش پروردگار




ز گل تا سنگ وز گل گیر تا خار   ازو هر چیز با خاصیتی یار
به آن خاری که در صحرا فتاده   دوای درد بیماری نهاده
نروید از زمین شاخ گیایی   که ننوشته‌ست بر برگش دوایی
در نابسته احسان گشاده‌ست   به هر کس آنچه می‌بایست داده‌ست
ضروریات هر کس از کم وبیش   مهیا کرده و بنهاده‌اش پیش
به ترتیبی نهاده وضع عالم   که نی یک موی باشد بیش و نی کم
تمنا بخش هر سرکش هواییست   جرس جنبان هر دلکش نواییست
چراغ افروز ناز جان گدازان   نیازآموز طور عشق بازان
کلید قفل و بند آرزوها   نهایت بین راه جستجوها
اگر لطفش قرین حال گردد   همه ادبارها اقبال گردد
وگر توفیق او یک سو نهد پای   نه از تدبیر کار آید نه از رای
در آن موقف که لطفش روی پیچ است   همه تدبیرها هیچ است، هیچ است
خرد را گر نبخشد روشنایی   بماند تا ابد در تیره رایی
کمال عقل آن باشد در این راه   که گوید نیستم از هیچ آگاه


قبلی 1 2


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  دیکشنری  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2022 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی