برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 121 تا 150 از 152 مصراع از شعر در راز و نیاز با خداوند در فرهاد و شیرین وحشی بافقی


< شعر بعدی شعر قبلی >

در راز و نیاز با خداوند




بکش از دست چوگان هوا را   شکن بر سر هوا جنبان ما را
ببر از ما هوا را دست بسته   که ما را سخت دارد سر شکسته
هواهایی که آن ما را بتانند   بهشت جسم و دوزخ تاب جانند
دل چون کعبه را بتخانه مپسند   حریم تست با بیگانه مپسند
کنشتی پر صنم شد دل سد افسوس   در و بامش پر از زنار و ناقوس
هوایت شد هوس زنار ما را   ازین زنار و بت باز آر مارا
بت و زنار این کیشی‌ست باطل   بت ما بشکن و زنار بگسل
زبان مزدور ذکر تست، زشت است   که خدمتکار ناقوس کنشت است
فکن سنگی به ناقوسش که تن زن   وگر بد جنبد او را بر دهن زن
به تاراج کنشت ما برون تاز   صلیب هستی ما سر نگون ساز
نه در بگذار و نه دیوار این دیر   بسوزان هر چه پیش آید در و غیر
ز ما درکش لباس بت پرستی   هم این را سوز و هم زنار هستی
اشارت کن که انگشت ارادات   برآریم از پی عرض شهادت
به ما تعلیم نفی «ماسوا» کن   شهادت ورد سرتا پای ماکن
شهادت غیر نفی «ماسوا» چیست   ز بعد لای نفی الا خدا چیست


قبلی 1 2 3 4 5 6 بعدی


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  دیکشنری  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2022 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی