برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 31 تا 60 از 100 مصراع از شعر در ستایش غیاث الدین محمد میرمیران در قصائد وحشی بافقی


< شعر بعدی

در ستایش غیاث الدین محمد میرمیران




پدر گو کج بنه تاج مرصع کاین در شاهی   چو بر تاجی نشیند بر فروزد چار ارکان را
ز صلب بحر این در کوچو زد یک جنبش موجه   توان دادن به هر یک قطره‌اش سد غوطه عمان را
غیاث الدین محمد آنکه جود باد دست او   به ذلت خانه موری نهد تخت سلیمان را
نمک سالم برون آید ز آب و موم از آتش   چو کار افتد به حفظ کامل او کسر و نقصان را
به دست عالم افتاده است از او سررشته کاری   که شبها پاس دارد گرگ دوک و پشم چوپان را
نکردی بی‌اجازت سیل سر در خانه موری   خواص عدل او همراه اگر می‌بود باران را
بجز نرگس که باد صبح از و شبنم فرو ریزد   ندیده کس به عهد خرم او چشم گریان را
به عهد ضبط حفظش حاملان طبع انسانی   به مخزون ضمایر پاسبان سازند نسیان را
اگر شبه درر باری نبودی درگه بارش   سر اندر دیده‌ی خورشید بودی چوب دربان را
اگر می‌بود حفظ او حصار عصمت آدم   نبودی رخنه‌ی آمد شدن وسواس شیطان را
مگر کش آز را سر پر کند از پنبه‌ی مرهم   چو گوهر بار سازد بحر طبعش ابر احسان را
عجب بحری که چون در جنبش آرد باد اجلالش   کند خلخال ساق عرش موج شوکت و شان را
چنین بحری بباید تا صدف رخشان دری زاید   که آب او سیاهی شوید از رخسار کیوان را
نه رخشان در ، سهیلی در سپهر جان فروزنده   که رنگ و روی آن آتش زند لعل بدخشان را
سوار عرصه‌ی دولت که در جولان اقبالش   نباشد راه جز در چشم اختر پای یکران را


قبلی 1 2 3 4 بعدی


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  دیکشنری  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2022 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی