برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 61 تا 90 از 100 مصراع از شعر در ستایش غیاث الدین محمد میرمیران در قصائد وحشی بافقی


< شعر بعدی

در ستایش غیاث الدین محمد میرمیران




جناب عالی جودش بلند افتاده تا حدی   که آنجا کس به سقایی ندارد ابر نیسان را
به جای دانه در هر رشته سد گوهر کشد خوشه   ز آب جود اگر یک رشحه بخشد کشت دهقان را
اگر اینست جذب همت امید بخش او   به زور دست جود از کوه بیرون می‌کشد کان را
برآوردی ز توفان دود با یک شعله‌ی قهرش   تنوری کو به عهد نوح شد فواره توفان را
عدو دارد ز خوف آن حسام مرگ خاصیت   همان تبلرزه که اندر برف باشد شخص عریان را
زهی جایی رسیده‌ی پایه قدر تو کز عزت   بود کحل الجواهر خاک پایت عین اعیان را
به یک تک درنوردد توسن عزم تو صحرایی   که در گام نخستش ره شود کم حد و پایان را
اگر عزمت ز پای مور بند عجز بردارد   به گامی طی کند گر قطع خواهد سد بیابان را
چو از حبس رحم بیرون نهد پا طفل بدخواهت   نبیند هیچ جا بیش از زمین و سقف زندان را
پی زخم آزمایی سینه خصم تو را جوید   نهد چون مرگ بر نوک سنان فتنه سوهان را
برای دار عبرت نخل عمر دشمنت جوید   اجل چون آزماید اره‌های تیز دندان را
کند کاه سبک در وزن با کوه گران دعوی   اگر از عدل و انصاف تو باشد کفه میزان را
ز بیم آنکه جودت قفلش از گنجینه نگشاید   کلید گنج اندر زیر دندانست ثعبان را
چنان پیشش کشی کش بشکند سد جای پیشانی   کنی چون بر میان کوه محکم دست فرمان را
سخندان داورا وحشی که خضر طبع جانبخشش   ز رشک خامه دارد در سیاهی آب حیوان را


قبلی 1 2 3 4 بعدی


کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  دیکشنری  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2022 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی