برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 61 تا 90 از 184 مصراع از شعر در هجو کیدی (یاری) شاعر نما در مثنویات وحشی بافقی


< شعر بعدی شعر قبلی >

در هجو کیدی (یاری) شاعر نما




پیشانی تیره رنگ یاری   کز سجده‌ی ایزد است عاری
نیمی‌ست ز خشت آبخانه   مانده‌ست به روز گه نشانه
بی‌وجه به خلق خشم و کینش   بر گه زده سد گره جبینش
او را گرهی که بر جبین است   چون برگه‌ی گاو نقش چین است
تا آن گرهش ز گه گشاید   ابروش گره گشا نماید
هست آن گه گربه، نیست ابرو   افتاده بر او گره ز هر سو
یا پاره‌ای از زغال تاغ است   یا بر سر گه پر کلاغ است
یا صورت نون نکبت است آن   یا طاق سرای محنت است آن
آن حلقه‌ی چشم چرک بسته   کونی‌ست ولی ز گه نشسته
آن نیست سواد، چیست یارب   انگورک کون کیست یا رب
ای زاغ بیا که مرد یاری   تن را به سگان سپرد باری
بی‌زنگله پای خویش میسند   چشمش بکن و به پای خود بند
آن بینی بد ز روی تشبیه   چون پوزه پیه سوز بر پیه
دربند در سرای کون است   تا صورت باده‌ی نگون است
آن جفت سبیل تاب داده   کز فضله بر او گره فتاده


قبلی 1 2 3 4 5 6 7 بعدی


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  دیکشنری  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2022 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی