برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 91 تا 120 از 184 مصراع از شعر در هجو کیدی (یاری) شاعر نما در مثنویات وحشی بافقی


< شعر بعدی شعر قبلی >

در هجو کیدی (یاری) شاعر نما




گویی تو که عقربی ز سوراخ   آورده پی برون شدن شاخ
ریشش به در دهان مردار   چون بر لب مبرزی سیه مار
آن ریش که هست همبر گه   خاک سیه است بر سر گه
زنبیل گه است آن دهان نیست   یک پاره گه است آن زبان نیست
دندان سیاه او که پیداست   در کون سگ استخوان حرباست
نی نی که درون آبخانه   ریده‌ست سگی سیاه دانه
هستش بن گوش ظرف زرنیخ   وآن ریش گهی به طرف زرنیخ
گوشش که بریده باد از بیخ   چون کفچه بود به روی زرنیخ
در چرت زدن سرش مه و سال   همچون سر کیر بعد از انزال
شرط است که پرسی آخر کار   پرسش ببرد به جانب دار
اینست که با سرشکسته   یا گردن خرد و دست بسته
با جامه‌ی دلق می‌کشندش   وز دار به حلق می‌کشندش
انگشت ز کون به در نیاری   معلوم شود که حکه داری
ای آمده پشت پشت بر پشت   کی حکه‌ی تو رود به انگشت
کیری به طلب که از بلندی   بر دوش فلک کند کمندی


قبلی 1 2 3 4 5 6 7 بعدی


کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  دیکشنری  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2022 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی