برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 151 تا 180 از 184 مصراع از شعر در هجو کیدی (یاری) شاعر نما در مثنویات وحشی بافقی


< شعر بعدی شعر قبلی >

در هجو کیدی (یاری) شاعر نما




کرد ازسر درد ناله بنیاد   کز یاری نادرست فریاد
شد قحط در این دیار سر گین   خوش حال نماند هیچ گه چین
هر جا که ز گه شنید بویی   از شوق کشیدهای و هویی
خورد از سر رغبت تمامش   آنگاه نهاد شعر نامش
گه می‌خورد این سخنوری نیست   این داخل شعر و شاعری نیست
گویند که مردکی چو یاری   از عقل برون ز شعر عاری
آلود به گه زبان خامه   اندود به گه تمام نامه
گه خورد و نهاد شعر نامش   می‌خواند به نزد خاص و عامش
طفلی به رفاقت پدر بود   کز معنیش اندکی خبر بود
زان حسن سخن چو غنچه بشکفت   خندید و نهفته با پدر گفت
کاین مردک غلتبان چه چیز است   اینها که کند بیان چه چیز است
اینست اگر ز شعر مطلوب   گوساله‌ی ماست شاعر خوب
بگذار که شاعری نه اینست   آیین سخن نه اینچنین است
از شعر تو شروه لران به   گر قطع شود ترا زبان به
در شروه اگر هزار حال است   در شعر تو یک ادا محال است


قبلی 1 2 3 4 5 6 7 بعدی


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  دیکشنری  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2022 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی