برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 1 تا 30 از 232 مصراع از شعر رسیدن رسولان قیصر به زمین بوس شاه مصر کشور و حرف ناامیدی شنیدن و پا از سر بزم خسروی کشیدن و مقدمه‌ی جدال و آغاز قتال در ناظر و منظور وحشی بافقی


< شعر بعدی شعر قبلی >

رسیدن رسولان قیصر به زمین بوس شاه مصر کشور و حرف ناامیدی شنیدن و پا از سر بزم خسروی کشیدن و مقدمه‌ی جدال و آغاز قتال




صف آراینده‌ی این طرفه لشکر   چنین لشکر کشد کشور به کشور
که هر صبح اینچنین تا شام منظور   نمی‌گشت از حریم خسروی دور
ز چشمش اهل مجلس مست حیرت   گریبان کرده چاک از دست حیرت
ز دانش یافت قدری آن خرد کیش   که شاهش داد جا در پهلوی خویش
بلی هر جا که باشد صاحب هوش   عروس دولتش آید در آغوش
گدا از هوشمندی شاه گردد   فقیر از هوش صاحب جاه گرد
بسا شاهان که دور از کسوت هوش   زمانه خرقه‌شان افکنده بر دوش
بسا درویش را کز هوشمندی   سریر جاه بخشد سربلندی
چو روزی چند شد القصه زین حال   که می‌بودند با هم فارغ البال
درآمد ناگه از در حاجب شاه   ستاد از پیش شادروان درگاه
که ای شاهان به راهت سر نهاده   رسول روم بر در ایستاده
درآید یا رود فرمان شه چیست   درین در بنده با او چون کند زیست
اجازت داد خسرو کاو در آید   به رنگ خاک بوسانش درآید
زمین بوسید و خسرو را دعا کرد   پس آنگه رو به عرض مدعا کرد
به سوی تخت شه شد نامه بر کف   به تشریف قبول آمد مشرف


1 2 3 4 5 6 7 8 بعدی


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  دیکشنری  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2022 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی