برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 31 تا 60 از 84 مصراع از شعر در منشاء انشاء این نامه غریب‌المعانی و باعث تصنیف این نسخه‌ی نادر بیانی در ناظر و منظور وحشی بافقی


< شعر بعدی شعر قبلی >

در منشاء انشاء این نامه غریب‌المعانی و باعث تصنیف این نسخه‌ی نادر بیانی




چو محنت افکند بر خاک راهم   نگردد کس بسر جز دود آهم
همین جغد است در ویرانه‌ی من   که گوشی می‌کند افسانه‌ی من
ز من ننگ است هر کس را که بینم   به این آشفتگی تا کی نشینم
به خویشم بود زینسان گفتگویی   که ناگه این ندا آمد ز سویی
که ای مرغ ریاض نکته دانی   نوا آموز مرغان معانی
شکایت چند از گردون کند کس   چنین افتاده گردون چون کند کس
نه گردون این چنین افتاده اکنون   چنین بوده‌ست تا بوده‌ست گردون
تو آن مرغ خوش الحانی در این باغ   که از رشکت هزاران را بود داغ
چرا چون جغد در جیب آوری سر   از این ویرانه یک دم سر بر آور
چو گشتی بینوا برکش نوایی   فکن در گنبد گردون صدایی
بلند آوازه ساز از نو سخن را   نوایی نو ده این دیر کهن را
بیاور در میان دلکش بیانی   که بشناسد ترا هر نکته دانی
گهر پاشی چو تو خاموش تا چند   صدف مانند بودن گوش تا چند
در این دریا که از در نیست آثار   درون پر گهر داری صدف وار
دهن بگشا و بنما گوهر خویش   مکن لب بستگی آیین از این بیش


قبلی 1 2 3 بعدی


کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  دیکشنری  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2022 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی