برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
ا
آ
ب
پ
ت
ث
ج
چ
ح
خ
د
ذ
ر
ز
ژ
س
ش
ص
ض
ط
ظ
ع
غ
ف
ق
ک
گ
ل
م
ن
ه
و
ی

آ

اولین حرف الفبای فارسی

آب آسیا

آسیا که بزورِ آب گردد.

آباد شدن

عمران پذیرفتن .

آبانگان

نام روز آبان در ماه آبان است ، و آن روز عید آن ماه باشد.

آب بخش کن

مَقْسم و محل بخشیدن ِ آب . (اِخ ) نام محله ای بطهران ....

آآ

(کلمه آلمانی به معنی آب ) نام عده بسیاری از رودخانه های ممالک سلت و آلمان . نام رودخانه ساحلی فرانسه (دریای شمال ) که کشت و زرع سنتومر بدوست . طول آن 80 هزار گز....

آب آشنا

آنکه شناوری داند. آنکه معرفت بسباحت دارد. سباح . شناگر. (فرهنگ اسدی ): کسی کاندر آب است و آب آشناست از آب ار چو آتش بترسد رواست .ابوشکور....

آبادکرد

بناکرده . معموره . آبادکرده . ساخته: این نهال نشانده را مشکن مکن آبادکرد خویش خراب .مسعودسعد....

آبانگاه

نام فرشته موکل بر آب . (اِ مرکب ) نام روز دهم فروردین ماه ، و گویند اگر در این روز باران ببارد آبانگاه مردان است و مردان به آب درآیند و اگر نبارد آبانگاه زنان باشد و زنان در آب شوندو این عمل را بر خود شگون و مبارک دانند. (برهان )....

آب برز

نام شعبه ای از رود کارون .

پشتیبانان جس جو | Sponsored Links
 

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی

کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  اشعار کهن  |  دیکشنری  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  قرآن مجید  |  راهنمای کشورها

   
لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
 

© 2007 - 2014 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تعرفه تبلیغات