برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
نتایج جستجو: 91 تا 100 از 2,885 نتیجه یافته شده در جستجوی آ*

آبت

سخت گرم (روز).

آب

; شائق و خواهان آن شدن: شیر گردون بیشه گر بر مرغزارت بگذرداز صفای شیر حوضت آبش آید در دهان .سلمان ساوجی .نام تتماج بر زبان بردم ماست را آب در دهان آمد.بسحاق اطعمه .-آب در دهان خشک شدن ; سخت حیرت زده گشتن .-آب در دهان گشتن کسی را ; از دیدن یا شنیدن مطلوبی...

آباد جای

آباد بوم . آبادی: بپرسید از آن سرشبان راه شاه کز ایدر کجا یابم آرامگاه چنین داد پاسخ که آباد جای نیابی مگر باشدت رهنمای .فردوسی ....

آبان

نام فرشته موکل بر آب و تدبیر امور و مصالحی که در ماه آبان و روز آبان واقعشود. (اِ) ماه هشتم از سال شمسی مطابقبرج عقرب و تشرین اول یعنی ماه دوم خزان میان مهر وآذر و آن را آبانماه و اَبان نیز گویند: ز میغ و نزم که بد، روز روشن از مه تیرچنان نمود که تاری...

آب بخشان

نام رودیست در طرف غرب ایران که خط سرحدی ایران و عراق از آن گذرد و معروفست به نمود. نام محله ای باصفهان ....

آبتاب

مشعشع.

آب تابه

ظرفی که در آن آب گرم کنند. ابریق. آفتابه ....

آبجیل

در اصطلاح بنایان ، گچی نیک ناسرشته که آب آن بیک سو و گچ آن بیک سو باشد.

آبخواره

ظروف سفالینه که در آن آب یا شراب آشامند. آنچه که در آن آب توان خورد از سبو و جز آن: همه آبخواره بینی که ز ما کنند مستی اگر آبخواره سازند ز خاک ما سبویی .قاسم انوار. (نف مرکب ) آبخوار....

آب داغ

آب جوشانیده . آب گرم کرده : یک استکان آب داغ .

پشتیبانان جس جو
 

قبلی 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 بعدی

کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  اشعار کهن  |  دیکشنری  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
 

© 2007 - 2017 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | درج آگهی