برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
نتایج جستجو: 21 تا 30 از 2,885 نتیجه یافته شده در جستجوی آ*

آب آورد

آب آورده . خاشاک و جز آن که دریا یا رود و یا سیل با خودآرد و آن را عرب جفاء (صراح ) و جفال و حمیل گویند.

آباده

سه محل است در فارس . یکی شهرستان آباده که مشتمل بر هفت بخش یا بلوک است . آباده اقلید، مرغاب ، مرودشت ، مایین ، رامجرد، بیضاء و ایرج . دیگر مرکزآباده اقلید و آن شهرکی است در راه اصفهان و شیرازمیان جنّت آباد و خان درویش ، فاصله آن تا تهران 617700 گز و...

آب ابرو

ترکیبی مایع که زنان ابروان بدو سیاه کنند.

آب بقا

آب زندگانی .

آئب

بازگردنده . ج ، اُوّاب ، اُیّاب .

آب آورده

آب آورد: دوش ازبرای مطبخش هیزم ز مژگان برده ام گفت از کجا آورده ای خاشاک آب آورده را.؟ چشم آب آورده ; چشمی که ببیماری آب مبتلی باشد....

آباده اقلید

بخشی از شهرستان آباده است و آن را به مناسبت یکی از قرای آن که اقلید نام دارد آباده اقلید خوانند تا از آباده طشک ممتاز باشد. این بخش از طرف شمال و مشرق به ابرقوه (ابرکوه ) و توابع اصفهان و ازجنوب بقونقری و از مغرب بچهاردانگه و شش ناحیه پیوستگی دارد، طول...

آب استه

واندر نواحی وی [ قصبه پریم در جبل قارن ] چشمه های آبست که بیک سال اندر، چندین بار بیشترین مردم این ناحیت بدانجا شوند، آب استه با نبید و رود و سرود و پای کوفتن و آنجا حاجتها خواهند از خدای و آن را چون تعبدی دارند و باران خواهند بوقتی که شان بباید. (حدودالعالم...

آب بن

سادآوران . و آن چیزی است چون صمغ که در بیخ درخت گردکان کهنه و مجوف یابند.

آئبه

مونث آئب . (اِ) آبی که در نیمروز خورند....

پشتیبانان جس جو
 

قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی

کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  اشعار کهن  |  دیکشنری  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
 

© 2007 - 2017 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | درج آگهی