برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
نتایج جستجو: 31 تا 40 از 2,885 نتیجه یافته شده در جستجوی آ*

آب آهک

آبی که در آن مقداری معلوم آهک ریزند و پس از رسوب آب را در معالجات بکار برند.

آباده زرتشت

نام یکی از چهار محله نیریز از شهرهای فارس .

آب افتاده

میوه نیم رَس . متاعی درآب دریا یا رود تر شده و رنگبگردانیده و زیان دیده ....

آب بند

آنکه ماست و پنیر و سرشیر و خامه کند. آنکه درزهای ظروف فلزین با موم مذاب یا قلعی سد سازد. آنکه یخ گیرد....

آئرپلان

هواپیما. طیاره . آسمان پیما....

آب آهن تاب

آبی که آهن تفته در آن فروبرده باشند و در طب بکار است .

آباده طشک

بخشی از ولایات خمسه فارس است ، و آن را به مناسبت یکی از قرای آن که طشک نام دارد آباده طشک خوانده اند تا از آباده اقلید ممتاز باشد. این بخش از طرف شمال بسرچاهان و قونقری واز مغرب بارسنجان و از جنوب بدریاچه بختگان و از مشرق بنیریز و بوانات اتصال دارد....

آب الهی

آب محض و خالص از نباتی .

آب بندی

شغل و عمل آب بند.

آارخیس

آرخیس . آرغیس . اَرغیس . پوست ریشه امبرباریس یعنی زرشک و در دمشق و مصر آن را عودالریح خوانند.

پشتیبانان جس جو
 

قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی

کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  اشعار کهن  |  دیکشنری  |  لغتنامه انگلیسی  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  راهنمای کشورها

   
لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
 

© 2007 - 2017 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | درج آگهی