برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
نتایج جستجو: 41 تا 50 از 2,885 نتیجه یافته شده در جستجوی آ*

آب آهن تافته

ماءالحدید. (تحفه ).

آبادی

(از پهلوی آواتی ، عمران . سعادت ) عمارت . عمران . برابر ویرانی: آبادی میخانه ز ویرانی ماست جمعیت کفر از پریشانی ماست .خیام . (اِ) جای آباد و جای معمور. آبادانی ، از ده و شهر و امثال آن: که جغد آن به که آبادی نبیند.نظامی ....

آب انار

آبی که از فشردن انار گیرند.

آب بنفشه

عطر و عرق بنفشه: و از وی [ از پارس ]آب گل و آب بنفشه و آب طلع... خیزد. (حدودالعالم ).

آارس

نام بندری به دانمارک دارای 78000 مردم .

آب آهنج

آب آهنگ.

آبادیان

امتان مه آباد را گویند و آن نخستین پیغمبری بوده است که بعجم مبعوث شد و کتاب او را دساتیر خوانند. (برهان ).

آب انبار

خانه ای در زیر قسمتی از بنا حفر کرده ذخیره کردن آب را. پارگین . (ربنجنی ). آبدان . آبگیر. تالاب . مصنع. بَرْخ ....

آب بوری

دوائی است که زنان با آن رنگ موی گیسوان بگردانند برنگ خرمایی روشن .

آئس

مایوس . ناامید. نومید.

پشتیبانان جس جو
 

قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی

کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  اشعار کهن  |  دیکشنری  |  لغتنامه انگلیسی  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  راهنمای کشورها

   
لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
 

© 2007 - 2017 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | درج آگهی