برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
نتایج جستجو: 51 تا 60 از 2,885 نتیجه یافته شده در جستجوی آ*

آبادی کاغذ

قسمی کاغذ ابریشمین .

آب انداختن

میختن ستور. پختگی آغازیدن میوه . جدا شدن آب ماست و آش سرد و جز آن از دیگر اجزاء....

آب بین

آب شناس .

آاطریلال

آطریلال . رجوع به اَآطریلال و اِطریلال شود.

آبا

در تداول فارسی ، آباء: تا آدم و حوا که شدند اصل تناسل هستی ملک و شاه به اجدادو به آبا.مسعودسعد.ای خرابات جوی پرآفات پسر خر توئی و خر آبات .سنائی (حدیقه )....

آبار

اُسْرُب . سرب . سرب سوخته . آنُک محرق. رصاص اسود. (قاموس ). سرب سیاه . و طریقه ساختن آن آن است که سرب را در تابه ای آهنین نهند و کاسه ای که بن آن سوراخ است بر روی تابه واژگون کنند و بدمند تا آنگاه که سرب سوخته گردد و آن در علاج ریشها وبواسیر و سرطان...

آب انداز

توقفگاه ستور میان دو منزل ، آسایش و رفع ماندگی را. چوبی کاواک و میان تهی کرده که چوبی دیگر در میان آن فروبرند و بفشار آب در آن کنند و نیز بیرون افکنند. آبدزدک . و به عربی آن را زراقه (ربنجنی )، ذراقه و سراقه و مضخه گویند....

آب بینی

عمل آب بین .

آئل

شیر ستبر. هر چیز ستبر از روغن و عسل و مانند آن ....

آبار اعراب

نام شهرستانی به پنج فرسنگی اجفر میان اجفر و فید.

پشتیبانان جس جو | Sponsored Links
 

قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی

کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  دیکشنری  |  اشعار کهن  |  اشعار معاصر  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
 

© 2007 - 2014 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تعرفه تبلیغات