برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
نتایج جستجو: 81 تا 90 از 2,885 نتیجه یافته شده در جستجوی آ*

آب پشت

نطفه . منی . آب مردی: آب رخ زآب پشت بگریزدکآب پشت آب رویها ریزد.سنائی ....

آئین

رجوع به آیین شود.

آبادانیدن

آباد کردن . ستودن . مدح کردن ....

آباقا

رجوع به اَباقا شود.

آب بازی

شناگری . سباحت .

آب پنیر

ماءالجبن . (تحفه ).

آئینه

رجوع به آیینه شود.

آباد بوم

جای آباد: یکی شارسان کرد و آباد بوم برآورد بهر اسیران روم .فردوسی .ز توران و از هند و از چین و روم ز هر کشوری کان بد آباد بوم همی باژ بردند نزدیک شاه برخشنده روز و شبان سیاه .فردوسی .چو آگاهی آمد ز ایران بروم که ویران شد آن مرز آباد بوم ...فردوسی .گشاده...

آبال

ج ِ اِبِل .

آب بخش

میرآب . قلاد. (مهذب الاسماء). آب یار. اویار. آنکه شغلش آب دادن بکشت بود.

پشتیبانان جس جو
 

قبلی 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 بعدی

کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  اشعار کهن  |  دیکشنری  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
 

© 2007 - 2017 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | درج آگهی