برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
نتایج جستجو: 1 تا 1 از 1 نتیجه یافته شده در جستجوی اصطلاح

اصطلاح

با یکدیگر صلح کردن . (لغت میرسید شریف جرجانی ص 2) (تاج المصادر بیهقی ) (موید الفضلاء) (زوزنی ).با هم صلح کردن . ماخوذ از صلح است ، چون در باب افتعال صاد مقابل تای افتعال افتاد تای را بدل به طا کردند اصطلاح شد. (غیاث ) (آنندراج ). با هم صلح کردن . آشتی کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تصالح . (زوزنی ).

  • (اصطلاح فقه ) رجوع به مبحث صلح در فقه شود.
  • فراهم آمدن قومی برای امری . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
  • عرف خاص ، و آن عبارت از اتفاق طایفه مخصوصی بر وضع چیز است . ج ، اصطلاحات . (از اقرب الموارد). در عرف ، موافقت بر چیزی . (موید الفضلاء). با هم اتفاق نمودن برای معین داشتن معنی لفظ سوای موضوع آن لفظ. (غیاث ) (آنندراج ). ماخوذ از تازی ، لغتی که جمعی برای خود وضع کنند و یا معنایی برای لفظی وضع کنند غیر از معنای اصلی و معنای موضوع آن . (ناظم الاطباء). کلمه ای که در میان طایفه ای از قومی معنای خاص قراردادی آنان دهد. اتفاق اهل فنی در تعبیر از چیزی . وضع کردن مردم در فنی یا علمی کلمه ای را برای معنایی یا نقل کردن کلمه ای از معنای خود به معنی نوین . کلمه موضوعه یا منقوله بصورت فوق. و صاحب کشاف آرد: و عرف خاص را نامند و آن عبارتست از اتفاق قومی بر چیزی یا نامی بعد از نقل آن چیز از اولین موضوعش ، یا برای مناسبتی که بین اولین موضوع و نام آن شی بوده ، مانند عموم و خصوص ، یا برای مشارکت بین آن دو در امری ، یا مشابهت بین آن دو در وصفی ، یا غیر آن ، کذا فی تعریفات الجرجانی . و در ضمن بیان معنی لفظ مجاز شرح آن گذشت . (از کشاف اصطلاحات الفنون ). عبارت از اتفاق قومی بر نامیدن چیزی بنام چیز دیگر که از موضع اول خود نقل شده باشد، و گفته اند اصطلاح اخراج لفظ از معنی لغوی به معنی دیگریست بسبب مناسبتی که میان آن میباشد. و گویند اصطلاح اتفاق کردن طایفه ای بر وضع لفظ بازای معنی است . و گفته اند اصطلاح بیرون آوردن شی از معنی لغوی بمعنی دیگریست برای بیان مقصود. و گویند اصطلاح لفظ معینی در میان قومی معین است . (از تعریفات جرجانی ). اتفاق کردن جمعی بر استعمال کردن لفظی در معنی معینی ، مثال : اهل هر علم الفاظ عمومی تکلمی را در معانی اصطلاحی خودشان استعمال میکنند. (فرهنگ نظام ). و خواجه نصیر ذیل عنوان اسماء متشابهه آرد: قسم دوم آنکه اطلاق لفظ در اصل ممهد بود و در شبیه نیز استعمال کنند ولیکن نه به اعتبار ملاحظه اصل ، بلکه آن مناسبت و مشابهت که در اصل اطلاق بوده باشد بر شبیه در وقت اطلاق معتبر ندارند. و این قسم به دو قسم شود: یکی آنکه شبیه در اطلاق مساوی اصل بود و آنرا اسماء منقوله خوانند مانند اطلاق ماه بر جرم سماوی بوضع و بر مدتی معین بنقل و همچنین اطلاق عدل بر داد که صفت است و بردادگر که موصوفست به این صفت . و دیگر آنکه شبیه بر اصل راجح شود. و آن هم دو نوع بود: یکی آنکه اطلاق بحسب جمهور بود و آنرا متعارف خوانند مانند اطلاق لفظ غایط بر زمین نشیب بوضع و بر حدث مردم بعرف . و دیگر آنکه اطلاق بحسب اهل صناعتی بود و آنرا مصطلح خوانند، چنانکه اطلاق لفظ قدیم بر کهنه بوضع و بر آنچه وجودش را اولی نبود بحسب اصطلاح . پس اسماء متشابهه به سه قسم شود: یکی آنکه ترجیح اصل را بود در اطلاق، و این قسم مجاز و استعاره است . و دیگر آنکه ترجیح فرع را بودو آن قسم عرف عام و اصطلاح است و سیم آنکه اصل و فرع متساوی باشند و آن قسم نقل مجرد است . (اساس الاقتباس ص 11 و 12). و رجوع به مصطلح و الفاظ شود:
    هندیان را اصطلاح هند مدح
    سندیان را اصطلاح سند مدح .

    مولوی .


    هر کسی را سیرتی بنهاده ایم
    هر کسی را اصطلاحی داده ایم .

    مولوی .


  • بصلاح آوردن کار.(مقدمه لغت میرسید شریف جرجانی ص 2).

    اشتباه تایپی این کلمه: hwxghp

    جستجوی بیشتر برای اصطلاح

      جستجو در وب برای اصطلاح
      جستجو در وب سایتهای فارسی زبان برای اصطلاح
      جستجو در تصاویر برای اصطلاح
      جستجو در تصاویر وب سایتهای فارسی زبان برای اصطلاح
      جستجو در فیلم ها برای اصطلاح
      جستجو در لینکها برای اصطلاح
      جستجو در اخبار برای اصطلاح
      جستجو در دیکشنری برای اصطلاح
      جستجو در لغتنامه فارسی برای اصطلاح
      پیشنهادهای جستجوی جس جو برای اصطلاح

  • تبلیغات اینترنتی
     


    کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  اشعار کهن  |  دیکشنری  |  نهج البلاغه  |  قرآن مجید  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

       
    لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
     

    © 2007 - 2019 Jasjoo

    ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی