برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
نتایج جستجو: 1 تا 10 از 12,361 نتیجه یافته شده در جستجوی ت*

تآود

دشوار بودن کار بر کسی ، سنگین بودن کار بر او. (اقرب الموارد). تاوده الامر; به رنج آورد او را کار و گرانبار کرد. کج و خمیده گردیدن . (ناظم الاطباء)....

تائوسقز

(اِ) گیاهی است که کائوچو از آن حاصل شود....

تابال

تنه درخت . رجوع به تاپال شود.

تاب خورده

پیچیده . تابیده شده: موی چون تاب خورده زوبین است مژه چون آبداده پیکانست .مسعودسعد....

تآوی

فراهم آمدن پرندگان از هر جا. (منتهی الارب ).

تااوک

نام قبیله ای در ارمنستان باستان . رجوع به ایران باستان ج 2 ص 1077، 1084، 1085 شود.

تابالحوت

دزی بنابقول پرکس (تجارت الجزایر با مکه و سودان ، پاریس 1849م . (و مجله شرق الجزایر و مستعمرات پاریس 1847 - 1854 م . ج 16) تابالحوت را معادل سنتورا فوسکاتا دسف نوعی قنطوریون نوشته است . دزی بنا بقول جاکسن . (گزارش مراکش لندن 1809) روغنی که از زیتون...

تاب دادن

تافتن . مفتول کردن . مرغول کردن . فتیله کردن . پیچاندن نخ و ریسمان و مفتول و زلف و غیره : نخ را تاب دادن ، سبیلها را تاب دادن ، تاب دادن ریسمان ، عقص شعره عقصاً. بافت موی را و تاب داد. (منتهی الارب ). قلدالحبل . تاب داد رسن را. (منتهی الارب ): شب تیره...

تآیی

مصدر باب تفاعل از «ای ی » توقف کردن . درنگ کردن . (از منتهی الارب ) .

تائه

از تیه ، متکبر. لاف زن . (منتهی الارب ). سرگشته . حیران . متحیر. شوریده عقل . از توه ، هلاک شونده . (منتهی الارب )....

جستجوی بیشتر برای ت*

  جستجو در وب برای ت*
  جستجو در وب سایتهای فارسی زبان برای ت*
  جستجو در تصاویر برای ت*
  جستجو در تصاویر وب سایتهای فارسی زبان برای ت*
  جستجو در فیلم ها برای ت*
  جستجو در لینکها برای ت*
  جستجو در اخبار برای ت*
  جستجو در دیکشنری برای ت*
  جستجو در لغتنامه فارسی برای ت*
  پیشنهادهای جستجوی جس جو برای ت*

پشتیبانان جس جو
 

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی

کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  اشعار کهن  |  دیکشنری  |  لغتنامه انگلیسی  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  راهنمای کشورها

   
لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
 

© 2007 - 2017 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | درج آگهی