برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
نتایج جستجو: 1 تا 1 از 1 نتیجه یافته شده در جستجوی حلیم

حلیم

این کلمه با حروف عربی: حليم

بردبار. (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ترجمان عادل بن علی ) (مهذب الاسماء). خویشتن دار. ج ، حُلَماء، احلام . (از منتهی الارب ) (آنندراج ).

  • (اِ) پیه فربهی .
  • شتر فربه . (از منتهی الارب ) (آنندراج ). اشتر فربه .
  • گندم با. هریسه . و آن آشی است معروف . (آنندراج ):
    شوربا چند خوری دست بگندمبا زن
    که حلیم است برای دل و جان افکار.

    بسحاق اطعمه .


    چو ذوق حلیمش بمدرس نشاند
    کتابی بجز نان و حلوا نخواند.

    ملاطغرا (از آنندراج ).


    لبش از گفتن و پختن محک بود
    همه جوش حلیم بی نمک بود.

    زلالی (از آنندراج ).


    -حلیم پز ; کسی که پزنده حلیم است .
    -حلیم پزی ; شغل و عمل حلیم پز.
    -
  • دکان حلیم پز.
    -امثال :
    از هول حلیم توی دیگ نیفتی .
    مگر سر حلیم روغن میری .
    هم از شوربای قم ماند هم از حلیم کاشان .

    اشتباه تایپی این کلمه: pgdl

    جستجوی بیشتر برای حلیم

      جستجو در وب برای حلیم
      جستجو در وب سایتهای فارسی زبان برای حلیم
      جستجو در تصاویر برای حلیم
      جستجو در تصاویر وب سایتهای فارسی زبان برای حلیم
      جستجو در فیلم ها برای حلیم
      جستجو در لینکها برای حلیم
      جستجو در اخبار برای حلیم
      جستجو در دیکشنری برای حلیم
      جستجو در لغتنامه فارسی برای حلیم
      پیشنهادهای جستجوی جس جو برای حلیم

  • پشتیبانان جس جو
     


    کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  اشعار کهن  |  دیکشنری  |  لغتنامه انگلیسی  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  راهنمای کشورها

       
    لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
     

    © 2007 - 2017 Jasjoo

    ارسال نظرات | کلمات کلیدی | درج آگهی