برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
نتایج جستجو: 31 تا 40 از 1,935 نتیجه یافته شده در جستجوی ذ*

ذات الاطباق

قسمتی از احشاء گوسفند و امثال آن که با شکمبه است و آن را قبه نیز نامند و فارسی زبانان آن را هزارخانه گویند و در تداول عوام نام آن توپی است و ابن الاثیر در المرصع گوید: هی التی تکون مع الکرش و هی القبّة. رمّانة. توپی . قطنه . هزارلا.

ذائر

خشمناک . ذَئِر. زن ناسازوار با شوی . ناشزة....

ذات اربعواربعین

هزارپای .

ذات الاعین

رجوع به باریکلومانن شود.

ذائع

آشکار. آشکارا. فاشی . پراکنده ....

ذات ارحاء

قاره ای است که از آنجا سنگهای آسیا خیزد. (المرصّع).

ذات الاقبر

هی جبل ٌ به نعمان . (المرصع).

ذائق

نعت فاعلی از ذوق. چشنده . مزه گیرنده .

ذات اسلام

زمین که سلم رویاند. زمین سلم ناک . (اِخ ) نام زمینی است ....

ذات الاقراء

زن که اوقات حیض او منتظم باشد: عده طلاق ذات الاقراء اگر زوج با وی آرمیده باشد سه طهر است .

تبلیغات اینترنتی
 

قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی

کتابخانه:   اشعار معاصر  |  دیکشنری  |  اشعار کهن  |  لغتنامه فارسی  |  نهج البلاغه  |  قرآن مجید  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
 

© 2007 - 2019 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی