برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
نتایج جستجو: 1 تا 1 از 1 نتیجه یافته شده در جستجوی زیبا

زیبا

این کلمه با حروف عربی: زيبا

از: «زیب » +«ا» (فاعلی و صفت مشبهه ). زیبنده . (حاشیه برهان چ معین ). بمعنی نیکو و خوب است که نقیض زشت و بد باشد.(برهان ) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج ):
زیبا نهاده مجلس و خالی گزیده جای
ساز شراب پیش نهاده رده رده .

شاکر بخاری .


درشتی نه زیباست از شهریار
پدر نامور بود و تو نامدار.

فردوسی .


به پیش همه موبدان شاه گفت
که زیبا بود شاه را ماه جفت .

فردوسی .


گفتار تو بار است و کار برگ است
که اشنود چنین بار و برگ زیبا.

ناصرخسرو.


که مرا بی بقای خدمت او
زندگانی کثیف و نازیباست .

خاقانی .


این چرخ نازیبا لقب از دست بوست کرده لب
شیرین تر از اشک طرب از چشم مینا ریخته .

خاقانی .


هرچه از آن خلط و خون زیبا بود
مبتلای آن شدن بیجا بود.

عطار.


دوران بقا چو باد صحرا بگذشت
تلخی و خوشی و زشت وزیبا بگذشت .

(گلستان ).


نه هرکه به صورت نکوست سیرت زیبا در اوست . (گلستان ).
  • جمیل و صاحب جمال و خوشنما و آراسته و شایسته . (ناظم الاطباء). هر چیز خوب و باملاحت بود و نیکو و آراسته باشد. (شرفنامه منیری ). نیکو.جمیل . قشنگ. خوشگل . مقابل زشت ، بدگل . (از فرهنگ فارسی معین ). جمیل . حَسَن . خوب . مقابل زشت . نیکو. وسیم .خوبروی . قشنگ. خوشگل . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا):
    بیاراست رخ را بسان بهار
    وگرچند زیبا نبودش نگار.

    فردوسی .


    خردمند و زیبا و چیره سخن
    جوانه بسال و بدانش کهن .

    فردوسی .


    جوانی دژم ره زده بر در است
    که گویی به چهر از تو زیباتر است .

    اسدی .


    زیبا به خرد باید بودنت و به حکمت
    زیبا تو به تختی و به صدری ونهالی .

    ناصرخسرو.


    ای چرخ از آن ستاره رعنا چه خواستی
    وی باد از آن شکوفه زیبا چه خواستی .

    خاقانی .


    جان فشانند بر آن خال و بر آن حلقه زلف
    عاشقان کان رخ زیتونی زیبا بینند.

    خاقانی .


    چند بارش دیده ام در خواب لیک
    طلعتش این بار زیبا دیده ام .

    خاقانی .


    وگر بر وی نشستن ناگزیر است
    نه شب زیباتر از بدر منیر است .

    نظامی .


    هرکه زیباتر بود رشکش فزون
    زانکه رشک از ناز خیزد یا بنون .

    مولوی .


    هرچه را خوب و کش و زیبا کنند
    از برای دیده بینا کنند.

    مولوی .


    زشت باشد دبیقی و دیبا
    که بود بر عروس نازیبا.

    سعدی .


    ای سرو به قامتش چه مانی
    زیباست ولی نه هر بلندی .

    سعدی .


    با همه رفتن زیبای تذرو اندر باغ
    گر بشوخی برود پیش تو زیبانرود.

    سعدی .


    بردوخته ام دیده چو باز از همه عالم
    تا دیده من بر رخ زیبای تو باز است .

    حافظ.


    آنچه من یافتم از چهره زیبای کسی
    به دو عالم ندهم شوق تماشای کسی .

    صائب (از آنندراج ).


    جای رحم است بر آن قطره شبنم صائب
    که نظر آب نداد از رخ زیبای کسی .

    (ایضاً).


  • بمعنی زیبنده هم هست . (برهان ) (از ناظم الاطباء) (از فرهنگ رشیدی ) (آنندراج ). زیبنده و شایسته : زیبای ِ گاه ; شایسته تخت سلطنت . (فرهنگ فارسی معین ). درخور. لایق. سزاوار. برازنده . برازا. زیبنده . ازدر. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا):
    ورا پنج دختر بد اندر نهان
    همه خوب وزیبای تخت شهان .

    فردوسی .


    که شدتخت ایران ز خسرو تهی
    کسی نیست زیبای شاهنشهی .

    فردوسی .


    وزو باد بر شهریار آفرین
    که زیبای تاج است و تخت و نگین .

    فردوسی .


    سزاوار گنج است اگر مرد رنج
    که بدخواه زیبا نباشد به گنج .

    فردوسی .


    من ثناگوی ، تو زیبای ثنائی و به فخر
    هر زمان سر بفرازم ز میان امثال .

    فرخی .


    آن مهی یافته از گوهر و زیبای مهی
    و آن سری یافته بر خلق و سزاوار سری .

    فرخی .


    از درگه شهنشه مسعود باسعادت
    زیبا به پادشاهی دانا به شهریاری .

    منوچهری .


    بونصر بر شغل عارضی بود که فرمان یافت و مردی سخت فاضل و زیبا و ادیب و خردمند بود. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 242). ... یکچندی سالار غازیان غزنین و در آن سخت زیبا بود. (تاریخ بیهقی ایضاً ص 255). ... در خادمی هزار بار نیکوتر از آن شد و زیباتر . (تاریخ بیهقی ایضاً ص 382).
    فزایم ز جان آفرین شاه را
    که زیباست مر خسروی گاه را.

    اسدی .


    به پاداش این بود زیبای من
    که امروز جویی همی جای من .

    اسدی .


    نماند آفریدون و جمشید شاه
    نه تور و منوچهر زیبای گاه .

    اسدی .


    همه کار فغفور زیبای او
    بیاراست آن رسم دربای او.

    اسدی .


    زیباست بر این شغل عمیدبن عمید آنک
    کافی است به هر شغل و بهر فضل سزاوار.

    مسعودسعد.


    شهپر زاغ و زغن زیبای صید و قید نیست
    این کرامت همره شهباز و شاهین کرده اند.

    حافظ.

    اشتباه تایپی این کلمه: cdfh

    جستجوی بیشتر برای زیبا

      جستجو در وب برای زیبا
      جستجو در وب سایتهای فارسی زبان برای زیبا
      جستجو در تصاویر برای زیبا
      جستجو در تصاویر وب سایتهای فارسی زبان برای زیبا
      جستجو در فیلم ها برای زیبا
      جستجو در لینکها برای زیبا
      جستجو در اخبار برای زیبا
      جستجو در دیکشنری برای زیبا
      جستجو در لغتنامه فارسی برای زیبا
      پیشنهادهای جستجوی جس جو برای زیبا

  • تبلیغات اینترنتی
     


    کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  اشعار کهن  |  دیکشنری  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  قرآن مجید  |  راهنمای کشورها

       
    لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
     

    © 2007 - 2020 Jasjoo

    ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی