برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
نتایج جستجو: 1 تا 1 از 1 نتیجه یافته شده در جستجوی سلام

سلام

; ترک گفتن:
گر کنی در جهان به شب گیری
دو سلام و چهار تکبیری .

سنایی .


-امثال :
با مردم زمانه سلامی ووالسلام .
سلام از کوچک است .
سلام از ماست .
سلام بزرگ و کوچک ندارد.
سلام روستایی بی طمع نیست .
سلام سلامتی است . رجوع به امثال و حکم دهخدا شود.
سلام سنت است و جواب آن واجب . (از جامع التمثیل ).
  • احترام نظامی که هر فرد سپاهی نسبت بمافوق خود انجام دهد و آن معمولاً عبارت است از خبردار بودن و بالا بردن دست راست و قرار دادن نوک پنجه دست مزبور نزدیک شقیقه . (فرهنگ فارسی معین ).
  • در شرع ، ذکری است که نمازگزار در آخرین رکعت نماز گوید و جز بدان تمام نشود و آن رادو صیغه است السلام علینا و علی عباداللّه الصالحین . السلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته . نمازگزار هریک از این دو سلام را بدهد دیگری مستحب شود. (فرهنگ فارسی معین ).
  • نام درختی تلخ که سلام نیز گویند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
  • صدهزاری که به هندی لکه گویند و در سراج اللغات از کتاب دبستان نقل کرده است که مراتب اعداد نزد فارسیان بدینگونه است یک ، ده ، صد، هزار، سلام یعنی صدهزار. و صد سلام را شمار گویند و صدشمار را اشمارو صداشمار را اراده و صد اراده را رالی ارار گویند.(غیاث ).
  • (اِمص ) سلامت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
  • بی گزندگی . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
  • بی عیبی . (آنندراج ). پاکی از عیبها. (منتهی الارب ). بی عیب . (زمخشری ). بی عیب بودن .
  • تحیت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد).
  • (مص ) گردن نهادن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد).
  • در اصطلاح فلسفی برهنه شدن نفس از محنت دو جهان است . (کشاف اصطلاحات الفنون ). تجردالنفس عن المحنة فی الدارین . (تعریفات جرجانی ).
    -ابوسلام ; مردم گیاه . (ناظم الاطباء).
    -دارالسلام ; بهشت . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
    -سلام پله ; کنایه از میل کردن کفه ترازو از طرفی که جنس در او باشد. (آنندراج ). رجوع به همین کلمه شود.
    -مدینة السلام ; بغداد. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). در لغت نامه مقامات حریری میگوید که بغداد را از آن روی مدینة السلام گویند که سلام دریایی است در بغداد.
    -نهرالسلام ; دجله . (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).
    -وادی السلام ; پشت کوفه . (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ).
    -
  • گورستان ، قبرستان در نجف اشرف .
    -والسلام ; تمام شد وبآخر رسید. (ناظم الاطباء):
    بی طمع نشنیده ام از خاص و عام
    من سلامی ای برادر والسلام .

    مولوی .


    چه وصفت کند سعدی ناتمام
    علیک الصلوة ای نبی والسلام .

    سعدی (بوستان ).


  • (اِخ ) نامی از نامهای باریتعالی . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).

    اشتباه تایپی این کلمه: sghl

    جستجوی بیشتر برای سلام

      جستجو در وب برای سلام
      جستجو در وب سایتهای فارسی زبان برای سلام
      جستجو در تصاویر برای سلام
      جستجو در تصاویر وب سایتهای فارسی زبان برای سلام
      جستجو در فیلم ها برای سلام
      جستجو در لینکها برای سلام
      جستجو در اخبار برای سلام
      جستجو در دیکشنری برای سلام
      جستجو در لغتنامه فارسی برای سلام
      پیشنهادهای جستجوی جس جو برای سلام

  • تبلیغات اینترنتی
     


    کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  اشعار کهن  |  دیکشنری  |  نهج البلاغه  |  قرآن مجید  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

       
    لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
     

    © 2007 - 2019 Jasjoo

    ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی