برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
نتایج جستجو: 1 تا 10 از 7,757 نتیجه یافته شده در جستجوی س*

س

صورت حرف پانزدهم است از حروف الفبای فارسی پس از «ژ» و پیش از «ش »، و حرف دوازدهم از الفبای عرب پس از «ز» و پیش از «ش »، و حرف پانزدهم ازالفبای ابجدی پس از «ن » و پیش از «ع ». و نام آن سین است و آن را سین مهمله نامند. و بحساب جُمّل آن را شصت = 60 گیرند....

سائرات

ج ِ سائره . رجوع به سائره شود. سیّارات . ستارگان گردنده: بنگر بسائرات فلک راکه بر فلک ایشان ز حضرت ملک العرش لشکرند.ناصرخسرو....

سائلین

ج ِ سائل ، در حالت نصبی و جری . رجوع به سائل شود.

سائینی

نام یکی از پنج کشوری که در اوستا (فروردین یشت ، بندهای 143 - 144) نام برده شده است . چهار کشور دیگر: ایران ، توران ،سلم ، داهی است . تعیین محل و تحدید حدود کشورهای مزبور آسان نیست . (مزدیسنا تالیف دکتر معین چ 1 ص 332).

سآمت

بستوه آمدن . (غیاث ) (منتهی الارب ). معلوم شدن . (غیاث ) (منتهی الارب ): اشتغال بشرح احوال بر یک کتاب فایت گرداند و به ملالت و سآمت رساند. (ترجمه تاریخ یمینی ص 357). از ملازمت دیوان ملامت و سآمت شامل شده . (جهانگشای جوینی ).

سائره

تانیث سائر.-هفت سائره ; هفت سیّاره: گفتم ز هفت دائره این هفت و هشت میل گفتا ز هفت سائره این هفت و هشت اثر.ناصرخسرو (دیوان ص 189)....

سائم

چرنده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ج ، سَوائِم . حیوانی که از علف بیابان می چرد در بیشتر سال . (تعریفات جرجانی ). در اصطلاح فقها این لفظ اطلاق شود بر چارپایان که بچرا روند بر حسب عادت . مانند: شتر، گاو، گوسپند و اسب . عرب گوید: سامت الماشیة; ای رعت فهی...

ساب

نام پسر ادریس نبی بوده و خود مردی دانا و حکیم . عقیده بعضی این است که نخستین پیغمبر آدم صفی و آخرین ساب بن ادریس است .وی و پیروان وی بپرستش کواکب خاصه آفتاب و ماه پرداختند و این طایفه را صابئین خوانند. و صاب معرب است .و یوز اسپ حکیم بعد از وی بعهد تهمورس...

سا

ادات تشبیه است در آخر کلمات . مخفف آسا: شبه ، نظیر، مانند، مثل ، چون ، گون ، گونه ، آسا، وار، شبیه ، شکل ، صفت . (برهان ) (آنندراج ) (شرفنامه منیری ): در بدی و گدی توئی منحوس ساستا سا وساسیا آسا.فرالاوی .باری ز سنگ، چشمه آب آورد برون باری ز آب چشمه...

سائرین

ج ِ سائر، در حالت نصبی و جری . رجوع به سائر شود.

جستجوی بیشتر برای س*

  جستجو در وب برای س*
  جستجو در وب سایتهای فارسی زبان برای س*
  جستجو در تصاویر برای س*
  جستجو در تصاویر وب سایتهای فارسی زبان برای س*
  جستجو در فیلم ها برای س*
  جستجو در لینکها برای س*
  جستجو در اخبار برای س*
  جستجو در دیکشنری برای س*
  جستجو در لغتنامه فارسی برای س*
  پیشنهادهای جستجوی جس جو برای س*

پشتیبانان جس جو
 

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی

کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  اشعار کهن  |  دیکشنری  |  لغتنامه انگلیسی  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  راهنمای کشورها

   
لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
 

© 2007 - 2017 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | درج آگهی