برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
نتایج جستجو: 61 تا 70 از 2,645 نتیجه یافته شده در جستجوی ط*

طاذ

قریه ای است از اصفهان . (معجم البلدان ).

طارکیس

علک البطم . آن را حبّة الخضراء نیز نامند. طارسیس . رجوع به طارسیس شود.

طاجن

تابه که در آن بریان کنند. طیجن ، و هر دو معرّب است . لان ّ الطاءَ والجیم لایجتمعان فی الکلام . (منتهی الارب ) (آنندراج ). تابه روغن جوشی . (دهار). تابه که چیزی بر آن بریان کنند. (غیاث از شرح نصاب ). فممااخذوه (ای العرب ) من الفارسیة: الطیجن و الطاجن...

طاذی

منسوب به طاذ که یکی از قُراء اصفهان است . (سمعانی ).

طارم

محجری را گویندکه از چوب سازند و اطراف باغ و باغچه بجهت منع از دخول مردم نصب کنند. (برهان ). چوب بست گرد باغ و باغچه . محجری که از چوب سازند و به اطراف باغ نهند تا مانع از دخول شود. (غیاث اللغات ). نرده . چوب بندی که از برای انگور و یاسمین و کدوی صراحی...

طاس

در اصل فارسی تاس است ، فارسی زبانان عربی دان به طاء نویسند و رواج گرفت ، از عالم طپیدن و طلا به معنی طشت کلان و گهری . (غیاث اللغات ). و درمنتخب نوشته ظرفی که درو آب و شراب خورند و هیچ نگفته که معرب است و در شرح نصاب نوشته که : طاس از لغات مولد است یعنی...

طابران

طبران . یکی از دو شهر باستانی طوس . طابران و نوقان ، که مجموعاً طوس نامیده میشدند. (مراصد الاطلاع نقل به معنی ). یاقوت در معجم البلدان به نقل از بلاد ری گوید: خراسان چهار قسمت بوده ، ربع اول ایرانشهر که عبارت بود از نیشابور، قهستان ، طبسان ، هرات ، بوشنج...

طاجة

نهری است در اندلس ....

طار

غُلام طارّ; کودک نوخط. (منتهی الارب ). مرد سبلت دمیده . (مهذب الاسماء).

طارمات

ناحیه طارم .

تبلیغات اینترنتی
 

قبلی 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 بعدی

کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  اشعار کهن  |  دیکشنری  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  قرآن مجید  |  راهنمای کشورها

   
لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
 

© 2007 - 2019 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی